ابراهیم حسنکلو | شعر و غزل

الف.ح.قریب

گفت‌وگو آئین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم
حافظ

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

بیمار

شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۷، ۱۰:۱۱ ب.ظ

مردانه عهد بستم امشب اگر بیایی

یک لحظه هم ننالم از جور بی وفایی


عاشق نمی‌شناسد دارو به غیر یارش

گفتند و باز گشتیم پیدا نشد دوایی


بیمار اگر بنوشد داروی اشتباهی

با صد دوا نگردد از درد خود رهایی


با دیگران بگو من جز تو نمی‌شناسم

هر کس که دید من را زد لاف آشنایی


درمان و درد با هم داده خدای هستی

اما دوا ندارد درمان بینوایی


بیچاره آن که یارش بی مهر و بی ستم شد

چون درد بی نشان را دارو نبود جایی


گفتی قریب کافیست کوتاه کن سخن را

باشد ولی نگفتی ای بی‌وفا کجایی؟


                  ابراهیم حسنکلو 

  • ۹۷/۰۹/۱۰
  • ابراهیم حسنکلو

نظرات  (۲)

سلام
شعر از خودتونه ؟:))
وااااااااای عاااااااالی بود فوق العاده بود متنش 👌👌👌👌👌ان شاءالله همیشه بدرخشی 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی