ابراهیم حسنکلو | شعر و غزل

الف.ح.قریب

گفت‌وگو آئین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم
حافظ

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

غزلی از سعدی

جمعه, ۱۶ آذر ۱۳۹۷، ۱۰:۲۸ ب.ظ

سعدی بخوانیم :) 

بازت ندانم از سر پیمان ما که برد

باز از نگین عهد تو نقش وفا که برد


چندین وفا که کرد چو من در هوای تو

وان گه ز دست هجر تو چندین جفا که برد


بگریست چشم ابر بر احوال زار من

جز آه من به گوش وی این ماجرا که برد


گفتم لب تو را که دل من تو برده‌ای

گفتا کدام دل چه نشان کی کجا که برد


سودا مپز که آتش غم در دل تو نیست

ما را غم تو برد به سودا تو را که برد


توفیق عشق روی تو گنجیست تا که یافت

باز اتفاق وصل تو گوییست تا که برد


جز چشم تو که فتنه قتال عالمست

صد شیخ و زاهد از سر راه خدا که برد


سعدی نه مرد بازی شطرنج عشق توست

دستی به کام دل ز سپهر دغا که برد



سعدی

  • ۹۷/۰۹/۱۶
  • ابراهیم حسنکلو

نظرات  (۱)

چه غزل زیبایی
وقت کردی بهم سر بزن.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی