ابراهیم حسنکلو | شعر و غزل

الف.ح.قریب

گفت‌وگو آئین درویشی نبود
ورنه با تو ماجراها داشتیم
حافظ

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

۳ مطلب با موضوع «روزمره‌ها» ثبت شده است

سعدی بخوانیم :) 

بازت ندانم از سر پیمان ما که برد

باز از نگین عهد تو نقش وفا که برد


چندین وفا که کرد چو من در هوای تو

وان گه ز دست هجر تو چندین جفا که برد


بگریست چشم ابر بر احوال زار من

جز آه من به گوش وی این ماجرا که برد


گفتم لب تو را که دل من تو برده‌ای

گفتا کدام دل چه نشان کی کجا که برد


سودا مپز که آتش غم در دل تو نیست

ما را غم تو برد به سودا تو را که برد


توفیق عشق روی تو گنجیست تا که یافت

باز اتفاق وصل تو گوییست تا که برد


جز چشم تو که فتنه قتال عالمست

صد شیخ و زاهد از سر راه خدا که برد


سعدی نه مرد بازی شطرنج عشق توست

دستی به کام دل ز سپهر دغا که برد



سعدی

  • ابراهیم حسنکلو




  • ابراهیم حسنکلو

غزل زیر از حافظ‌جان با صدای استاد شجریان فوق العاده است :) 


 

در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند

من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی

عشق داند که در این دایره سرگردانند

جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست

ماه و خورشید همین آینه می‌گردانند

عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا

ما همه بنده و این قوم خداوندانند

مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم

آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند

وصل خورشید به شبپره اعمی نرسد

که در آن آینه صاحب نظران حیرانند

لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ

عشقبازان چنین مستحق هجرانند

مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار

ور نه مستوری و مستی همه‌کس نتوانند

گر به نزهتگه ارواح برد بوی تو باد

عقل و جان گوهر هستی به نثار افشانند

زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد

دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

گر شوند آگه از اندیشه ما مغبچگان

بعد از این خرقه صوفی به گرو نستانند


  • ابراهیم حسنکلو