ابراهیم حسنکلو | شعر و غزل

الف.ح.قریب

بنجامین فرانکلین : « اگر می‌خواهی بعد از مرگ فراموش نشوی، یا کاری کن که قابل نوشتن باشد یا چیزی بنویس که قابل خواندن باشد ».

طبقه بندی موضوعی
بایگانی
آخرین مطالب

۴ مطلب با موضوع «غزل های من» ثبت شده است


بعد از تو دیگر ماه من آبان نخواهد شد

یک قطره از عشق تو هم باران نخواهد شد


با هر که بعد از من لبت خندید عادت کن

پاییز باشد کوچه ها عریان نخواهد شد


آتش بزن جان و تنم را کز هجوم فصل

خاکسترم هم مانع طوفان نخواهد شد


یک عمر جنگیدم برایت تا که فهمیدم

صدها عرب چون یک عجم سلمان نخواهد شد


تا با طبیبی درد خود را فاش میگویم

او مینویسد نسخه‌ای: درمان نخواهد شد


فرقی مگر بین حیات و مرگ هم مانده؟ 

بی‌شک کسی در سوگ من گریان نخواهد شد


ابراهیم حسنکلو

  • ابراهیم حسنکلو

به چشمان سیه بردی یقین از مذهب و دینم

که در معراج چشمانت، صراط راست می‌بینم


مرا دیوانه پنداری که چشم از باغ گل بستم

ولی گویا نمی‌دانی که مست از عطر نسرینم


سبو پر کن که از چشمت شراب ناب می‌جوشد 

منم آن کس که می‌نوشد شراب جام سیمینم


بر آن عهدم که برچینم نظام ظلم چون فرهاد

اگر هم جان دهم زین ره، قسم بر جان شیرینم


ببار ای چشم خونبارم که در نزدش چو اغیارم

حریم عشق می‌دارم جدا از یار دیرینم


من از آن روز غمگینم که در آیین تدفینم

به چشم خود نمی‌بینم تو بودی سر به بالینم


قریبا گرچه صد نامه نوشتی بهر دیدارش

مجال بندگی باید که در محراب بنشینم


                   ابراهیم حسنکلو (قریب) 

  • ابراهیم حسنکلو

من از جنگیدنِ با تو، از این پیکار می‌ترسم

از احساس نیاز خود به این تکرار می‌ترسم

  • ابراهیم حسنکلو
قصه های عشق را مجنون روایت می‌کند
چشم دل می بندد از لیلی شکایت می‌کند

عشق با دیوانگی پیوند سختی خورده است
گاه گاهی عقل در مجنون عنایت می‌کند

قلعه مجنون به چشم یار ویران میشود 
عشق را فرمانروایی ها ولایت می‌کند

از برای عاشقان حتی کلامی ناتوان
یک نگاه بی زبان حس را هدایت می‌کند

ای که بی تو هر شب از رویای تو آشفته ام
این پریشان دل، دعایی در هوایت می‌کند 

غصه هایت سهم من، با دیگرانت شاد باش
                                           دیدن لبخند تو، ما را کفایت می‌کند

                                                                           ابراهیم حسنکلو  
  • ابراهیم حسنکلو